X
تبلیغات
انجمن مشاوره دانشگاه تربیت معلم - مصاحبه با دکتر باقر ثنایی ذاکر

انجمن مشاوره دانشگاه تربیت معلم

عضو انجمن مشاوره ایران

مصاحبه با دکتر باقر ثنایی ذاکر

لطفا از سوابق خودتان برایمان بفرمایید.

در سال 1346در دانشگاه تربیت معلم ( دانشسرای عالی )در اولین دوره ی لیسانس مشاوره قبول شدم.در سال 1350که دوره راهنمایی تاسیس شد فارغ التحصیل شدم وسه سال و نیم در اموزش و پرورش مشاور بودم.در دانشگاه ازاد ایران دوره فوق لیسانس را گذراندم.پس از ان بورس دکتری مشاوره در امریکا را اخذ كردم .بنابراین من 45 سال در رشته مشاوره فعالیت کرده ام.میتوان گفت در تاسیس انجمن مشاوره ایران نقش اصلی را داشته ام.از ابتدا ایده انجمن،جمع اوری اعضا،وضع اساسنامه انجمن ،انتشار مجله انجمن مشاوره ایران ،بنیانگذاری مشاوره خانواده بر عهده بنده بوده است.

خيلي از دانشجويان شما را به عنوان پدر مشاوره خانواده ايران ميدانند.نظرتان نسبت به اين موضوع چيست؟

دانشجويان هميشه به من لطف داشته اند.من زياد در قيد اينگونه عناوين كه بسياري از افراد به آن علاقه دارند نبوده ام.اما به هر حال براي مشاوره خانواده در ايران زحمت زيادي كشيده ام و نقش كليدي داشتم.در حالي كه بسياري از بحثها در دانشگاههاي امريكا مطرح نبود ،من به دنبال انها بودم و در برنامه هاي اموزشي مختلف شركت كردم و انها را وارد ايران كردم.چون شيفته اين موضوع بودم با شوق و علاقه به اين موضوع ، ان را مطرح كرده ام.

استاد شما درباره عشق عقیده ویژه ای دارید ؛تعریف شما از واژه عشق چیست؟

حافظ : قصه عشق نه در حوصله دانش ماست     حال اين نكته بدان فكر خطا نتوان كرد 

 بحث درباره عشق موضوع ساده ای نیست .من به عشق به عنوان يك رابطه رمانتيك در قالب داستان و فيلم نگاه نميكنم .کیس های ما معمولا کیس های عشق هستند و خانواده این افراد به عشق به عنوان یک مشکل نگاه میکنند.خانواده ها معضل عشق دارند و توجه من هم به این دلیل است .این مساله بسیار کلیدی است.بالبی میگوید : "تاج دستاوردهای تکامل انسان عشق است" .در تنها موجودی که رابطه عاطفی زیبا و عاشقانه وجود دارد انسان است .عشق انواع مختلفی دارد اما نگاهی که ما به عشق داریم عشق به جنس مخالف است .من به عنوان متخصص خانواده و ازدواج اعتقاد دارم وقتی دو نفر میخواهند با هم ازدواج کنند ،یکی از فاکتورهایی که باید به ان توجه کنند این است که برای هم دلنشین و دوست داشتنی باشند.وقتي كه ازدواج تنها بر مبناي مسائل اجتماعي و...صورت گيرد بدون اينكه دو نفر براي هم دلنشين باشند  رابطه به خوبی ادامه پیدا نمیکند.در عرف  اسلامی هم وقتی دو نفر نسبت به هم کراهت داشته باشند طلاق صورت میگیرد.بودن در رابطه عاطفی مثبت یا محبت امیز جزو نیازهای اساسی انسان محسوب میشود.در روانشناسی مثبت که از مزلو شروع میشود بعد از امنیت محبت اهمیت پیدا میکند.

حافظ ميگويد:" هر ان كس زنده نيست به عشق      بگو به مرده به فتواي من نماز كنيد " 

 موتور وجود ادمي عشق است.وقتي فرويد راجع به عشق صحبت ميكند درباره نيروي عشق حرف ميزند.كسي كه در رابطه عاشقانه است انسان سالم و دوست داشتني است .كسي كه درونش عشق نيست و رابطه زجراوري با ديگران دارد انسان خطرناكي است.كساني كه به كارهايي مثل دزدي ،تجاوز و ازار ديگران دست ميزنند،در يك رابطه دلنشين نيستند.كسي كه همسرش را دوست داشته باشد به سمت خيانت نميرود .در صورتي كه به اين كار دست بزند ميگوييم اين رابطه در اصل اشتباه بوده است.وقتي يك زوج به هم علاقه مند باشند بر روي فرزندان هم تاثير ميگذارد و انها هم به سمت چنين رابطه اي ميروند.عشق براي رشد و تكامل انسان لازم است.وقتي وجود فرد پر از عشق شد منشا خير و بركت ميشود.كسي كه از عشق خالي است هم خودش در عذاب است هم ديگران.

به نظر شما ويژگي ذاتي عشق چيست؟

ويژگي عشق صميميت است.در داخل اين صميميت دلبستگي ، صداقت و اعتماد وجود دارد.ما زماني به كسي اعتماد ميكنيم كه قبولش داشته باشيم.در ان صورت حرف دلمان را به او ميزنيم.ويژگي ديگر ان شور و وجد است.عاشق خوشرو و مسرور است.انسان عاشق خودشكفته به همه چيز علاقه دارد و هر چيزي برايش زيباست.خوش بين و زيبا بين است.در حالي كه كسي كه بويي از عشق نبرده هميشه عبوس است.

افت عشق چيست؟

افت عشق نقطه مقابل ويژگيهايي است كه  گفتيم.كسي كه طبق اصول رفتار نميكند از محبت و علاقه طرف مقابل سواستفاده ميكند.در نتيجه خوشبيني لطمه ميبيند.اگر عشق يك طرفه باشد طرف مقابل سرد ميشود و درنهايت اين رابطه قطع ميشود.يكي از شرطهاي رابطه صميمانه گفتگو است .با گفتگو شناخت و به دنبال ان علاقه بالا ميرود.يكي از ويژگيهابي عشق اين است كه فرد به ويژگيهاي درون معشوق توجه ميكند. كسي كه عاشق است فقط زن ومرد را نميبيند بلكه زيباييها وظرافتهاي وجودي را نيز ميبيند.اگر در اين باره افراط شودو عاشق عيبهاي معشوق را نبيند ،عاشق قرباني عشق ميشود.

نظرتان راجع به عشقهاي افلاطوني كه وصال ندارد چيست؟

ناكامي در رسيدن به معشوق اتش عشق را شعله ور تر ميكند.هجران ، عشق را ژرفا ميبخشد.انتظار براي رسيدن به محبوب موجب رشد ميشود مولانا ميگويد :

"دوام عشق ميخواهي مكن با وصل اميزش    كه اب زندگاني ميكند خاموش اتش را"

در صورتي كه فرد به وصال برسد اتش عشق خاموش ميشود.در مساله عشق بايد به نكته اي توجه كرد و ان هوس است.عشقي كه بر مبناي جذابيت فيزيكي باشد با وصال پايان ميپذيرد.در حالي كه اگر معشوق زيباييها و خوبيهاي دروني را ببيند با وصال تمام نميشود.

درباره عشقهاي دوران نوجواني و دانشگاه چه عقيده اي داريد؟

اگر منظور عشقي باشد كه بين زن ومرد واقعي وجود دارد بايد بگويم اين عشق بين نوجوانان وجود ندارد. عشق دوران نوجواني نزديك به هوس است. من به نظريه مزلو عقيده زيادي دارم .كسيكه هنوز نيازهاي فيزيولوژيكي اش برطرف نشده نميتواند به مراحل بعدي برسد.دانشجوي كم سن و سالي كه نه تجربه و نه كاري دارد و خودش نيازمند است نميتواند عاشق باشد.من عشق را در دوران دبيرستان مردود ميدانم.اما در دوره دانشگاه ميتواند مقدمه اي براي رابطه كامل بعد از چند سال باشد.پس كسي كه سرتاپا نياز است نميتواند به عشق برسد و اگر رابطه اي برقرار شود بعد از مدتي ازبين ميرود.

جواناني كه در سنين كم به دنبال عشق هستند كساني هستند كه نيازشان به محبت در خانواده ارضا نشده است.اگر رابطه بين والدين و فرزندان خوب باشد نوجوان به سمت عشقهاي زودگذر نميرود.مشكل اين است كه نوجوانان عشق ورزيدن را ياد نگرفته اند.اگر نياز به محبت ارضا شود محبت كردن را هم ياد ميگيرند.كسي كه وجودش سراسر نياز است نميتواند ايثارگري و بخشندگي داشته باشد چون چيزي ندارد كه ببخشد.

ايا عشق اموختني است ؟

عشق اموختني است.به عقيده فرويد ما عشق را در اغوش مادر تجربه ميكنيم.وقتي كسي شما را دوست داشته باشد وبه شما مهر بورزد ،شما هم محبت كردن را ياد ميگيريد.زمينه عشق در انسان وجود دارد؛اما ممكن است ازبين برود و ساقط شود.قابليت عشق در انسان هست اما ممكن است بارور نشود.كساني كه والدين خود را دركودكي از دست ميدهند و عاشق و فداكار اوليه وجود ندارد،بي عاطفه بار مي ايند.ميتوان محبت را ياد داد به شرط انكه ان را چشيده باشد؛همانطور كه كور مادرزاد نميتواند رنگها را از هم تشخيص دهد، چون انها را حس نكرده است.پس فرد بايد محبت را چشيده باشد بعد ان را پرورش داد.

عقيده شما درباره رابطه عشق و مسايل اقتصادي چيست  ؟

هرچيزي زمينه اي ميخواهد.عشق هم به ابزار وفضايي نياز دارد.باز هم بايد يه نظريه مزلو اشاره كنم .كسي كه در مرحله پايين نيازهاست نميتواند نياز محبوب را براورده كتدو در خدمت خانوده باشد.فرد بايد به بي نيازي مادي رسيده باشد تا بتواند به نيازهاي محبت و عشق بپردازد.

ايا عشق نميتواند محرك  اقتصادي بلشد ؟

درست است . عشق ميتواند محرك باشد اما قبل از ان بايد زمينه اي باشد.در ازدواج  ميگوييم فرد بايد به اهليت رسيده باشد.يعني به خانواده برسد.كسي كه اهل رفيق بازي است هنوز به ان مرحله و مقام نرسيده كه بخواهد مسووليت خانواده بر عهده گيرد. بعضي از افراد به شور جنسي به عنوان عشق  نگاه ميكنند. سكس به معني عشق نيست.در جايي ميخواندم كه عشق با جنسيت رابطه ندارد.جنسيت بهانه عاشقي است و عاشقي برتر از ان است. عاشقي جنسيت را تلطيف ميكند.وقتي رابطه بين دو فرد برمبناي سكس باشد هوس نام ميگيرد نه عشق.

چند پند عاشقانه ؟

عشق و محبت يك خيابان دو طرفه است.اگر ياد بگيريم مهربان باشيم و به مردم عشق بورزيم ،همان محبت را دريافت خواهيم كرد.وقتي كسي را دوست نداشته باشيم، دوست داشتن را دريافت نمي كنيم. تنفر از مردم عشق و محبت نمي اورد.اگر  ميخواهيد محبت دريافت كنيد ، محبت كنيد.

 

{اگر ميخواهيد محبت دريافت كنيد محبت كنيد}{عشق و محبت يك خيابان دو طرفه است}{عشق اموختني است}{هجران عشق را ژرفا ميبخشد}{ تاج دستاوردهاي تكامل انسان عشق است }

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 18:30  توسط آوای امید  |